VM

دهکده اندیشه‌ها
تعامل اندیشه‌ها، راهی مطمئن برای تغییر

jabi

@jabi

در حال یادگیری

comment
bookmark
more-options
comment
bookmark
more-options

دفاع

از مشت کودکانه تا مقاومتی مدنی و مسلحانه

زمین خاکی فوتبال و اولین تجربه دفاع تابستان بود و من شش سالم. هنوز به مدرسه نمی‌رفتم. زمین فوتبال خاکی نزدیک خانه، محل جمع شدن ما بچه‌ها بود. آن روز، توپ روی زمین قرار داشت و همه در سایه درختان نشسته بودند. به سمت توپ رفتم. یکی از بچه‌ها که از همه بزرگ‌تر بود و همیشه تلاش داشت برتری‌اش را به رخ بکشد، با لحن تحقیرآمیز گفت: «اگه جرات داری، شوتش کن». انگار با این حرف، مرز تازه‌ای میان من و او کشیده می‌شد، مرزی به نام ترس و جرات. من بی‌اعتنا توپ را محکم شوت زدم. همین کافی بود تا آتش دعوا شعله بگیرد. یکی از بچه‌ها با هیکل درشتش به سمتم آمد. اما قبل از اینکه به من برسد، به‌غریزه او را گرفتم و از زمین بلند کردم. نگاه متعجب بچه‌ها را فراموش نمی‌کنم، همان لحظه بود که برای اولین بار معنای «دفاع» را با تمام وجود حس کردم. سال‌ها بعد، در نوجوانی، این حس بار دیگر به سراغم آمد. در سفری به شهری دیگر، در نانوایی شلوغی ایستاده بودم که چند نوجوان غریبه با لحن تندی پرسیدند: «بچه این محلی؟» دعوا شروع شد. هرچند سعی کردم جلویشان بایستم، اما کاری از پیش نبردم و با درد و کبودی برگشتم. همین تجربه تلخ جرقه‌ای شد برای یاد گرفتن دفاع شخصی. دانشی که بعدها نه فقط برای بدن، بلکه برای ذهن هم کارایی داشت.

 

انگار این جدال دیرینه، همیشگی است. گاه در قامت همسایه‌ای مرزشکن ظاهر می‌شود و گاه در شکل قلدری که قدرتش را با زورگویی و ترساندن دیگران می‌سنجد. در چنین میدان‌هایی، دفاع همیشه مشت و لگد نیست. گاهی سکوتی حساب‌شده و پاسخی در زمانی مناسب، گاهی گفت‌وگویی آرام و گاهی قانون. در برابر ظلمی بزرگ‌تر، مثل نظام‌های خودکامه، دفاع رنگ مقاومت مدنی به خود می‌گیرد، که سنگ بنای مبارزه است و گاهی قلمی می‌شود که روایتی دیگر می‌آفریند، همان‌طور که روشنفکران و نویسندگان در جنبش‌های اجتماعی از حریم حقیقت در برابر تحریف دفاع می‌کنند. هرچند که گاه این مقاومت، برای رسیدن به پیروزی، نیاز به صبر، همبستگی و گاه مکملی از دیگر اشکال مبارزه دارد. و در برابر تهاجم خارجی، بهایش جان افراد شجاعی است که روحشان در آزادی یک ملت زنده می‌ماند.

 

دفاع، هرگز فقط واکنش به خشونت نیست، جوهره‌ای فراتر دارد. غریزه‌ای است که انسان را از حیوان جدا می‌کند، زیرا دفاع او تنها برای بقا نیست، بلکه برای حفظ کرامت، مرزهای اخلاقی و باور به خیر است. در این میان، دفاع مشروع تنها یک حق نیست، بلکه وظیفه‌ای اخلاقی است. یادآوری این‌که حتی کودک شش‌ساله‌ای هم حق دارد در برابر زور بایستد، همان‌طور که ملتی حق دارد در برابر ظلم و تجاوز بجنگد. دفاع، امضای انسانیت در لحظه‌ای است که نور و تاریکی چشم در چشم می‌شوند.

 

دستی قلم دارد، دستی مشتی گره کرده و دستی با سلاح
comment
bookmark
|

نظر یا دیدگاه خود را، راجع به این نوشته در این محل درج نمایید.